آخرين پست ! قبل از اعزام...

به نام حضرت دوست که هر چه هست از اوست

***

   فِک کن! ساعت 00:50 دقیقه بامداد جمعه است. الان شروع به نوشتن کردم و باید تا حدود سه ساعت دیگه که موقع نماز صبح هم شده چیزی حدود ده دوازده مطلب درباره موضوعاتی که قبلا انتخاب کرده بودم بنویسم. آخه صبح شنبه با اجازتون داریم تشریف می بریم خدمت مقدس نظام! فردا صبح (یعنی امروز صبح) هم دایی ام اینا اساس کشون دارن ، میخوام برم کمک. بعد از ظهرش هم با بروبچ قرار گذاشتیم واسه وداع! شب هم خونه یکی از فامیلا جهت صرف شام دعوتیم. برنامه ام حسابی فوله فوله و باید هر جوری هست تو این سه ساعت به اندازه یه ماه مطلب بنویسم! گرچه درباره هر کدوم از این موضوعاتی که الان قراره براش چند جمله بنویسم ، میشه به اندازه یه پست گُنده صحبت بشه! ام چه میشه کرد دیگه وقت کم است و قلندار بیدار! به سفارش دوستم ، برا خودم فحش گذاشتم که در مورد هر کدوم بیش از چند سطر ننویسم تا بشه سر و ته این پست رو به موقع (قبل از طلوع آفتاب) جمع و جور کرد.

 

خلاصه از من به یک اشاره و  اَلعاقلُ فی الاِشارت !

کم و کاست ما رو به بزرگواری خودتون ببخشید.

  به قول دوستان پوشیده چه گوییم ، همی نیم که هستیم.

برای توضیحات تکمیلی در مورد مطالب مختلف ، به لینک های مربوطه ارجاع شود لطفا !

سرکار خانم فاطمه، نوشته اید :

" سلام، دوست ندارم با قلم تند درباره نوشته شما نظر بدهم و معمولا اين کار را در هيچ وبی نمی کنم..اما دوست عزيز! انتقاد يک شرط اساسی دارد و ان هم منصفانه بودنش است... و بعد هم قبول داری که شما توی اين نوشته ات فرض را بر اين گرفتی که هرتصميمی و هراتفاقی توی اين کشور تنها با دستور رهبر انجام ميشه؟؟!.. بيا و يک بار همه ی حرفهايت را توی بعد خردش بررسی کن... (درمقابل بعد کلانش که شما در اين نوشتار بهش پرداختی!)... برای حرفهايت احترام قائلم اما تنها به اين شرط که سعی کنی کاملا معقول و منطقی نقد کنی... مثلا فکر می کنی اگر اين نوشتار شما را آقای خامنه ای بخواند ،دستور به فيلترينگ وب شما خواهد داد؟؟؟...کدام وب و يا سايت به دستور ايشان فيلتر شده؟؟؟؟.... يادمون نره که الان رئيس جمهوری سرکار هست که رهبر انقلاب تنها به احترام ملت ایشان را تنفیذ کردند(و مسلما هر کس دیگری هم انتخاب میشد چنین میشد)...اما آیا با استناد به نوشته های شما رهبر قدرت این را نداشت که او را تنفیذ نکند؟؟؟؟... در ضمن بهترین پیشنهادم برای شما این است که مجدد به خاطرات زندگی آقای خامنه ای و سیر مسئولیاتش رجوع کنید و همین طور اینکه نظرات امام خمینی را راجع به ایشان مرور کنید(البته اگر هنوز به این مسئله که امام بنیان گذار انقلاب بودند معتقدید!!)... علاقه مندم یک مثال برایم بیاورید که من را قانع کند که آقای خامنه ای منفعت خویش را بر منفعت ملت ترجیح داده است...(در هر برهه ای...)
موفق باشید...
"

هم میهن عزیز،

بعد از عرض سلام و ادب؛ عارضم به محضرتون که :

دوست دارم فرض رو بر این بگیرم که شما مطلب رو به همراه توضیحاتی که در کامنتها داده بودم کامل مطالعه کردین... و بنده حقیر نیز با منصفانه بودن انتقاد به عنوان یک شرط اساسی برای آن، بسیار موافقم. اما دوست عزیز! با چه دلیلی مطلبم رو به منصفانه نبودن متهم کردین ؟ کاش اشارتی میفرمودید که منظور شما از نقد منصفانه چیست و کجای نوشته ام - به ظن شما - خارج از محدوده انصاف سخن میگوید... و بعد هم قبول ندارم که توی اين نوشته ، فرض را بر اين گرفتم که هر تصميمی و هر اتفاقی توی اين کشور تنها با دستور رهبر انجام ميشود!... اجازه دهید در این باره توضیح دهم ؛ وقتی به مدیر یک سیستم به خاطر اتفاقاتی که در محدوده زیر نظر و حیطه قدرت اش می افتد انتقادی میشود، این صرفا به معنای آن نیست که فرض بر انجام شدن همه آن اتفاقاتِ ناپسند، توسط شخص مدیر مربوطه گرفته شده است. بلکه منظور آنست که وی چه با دستور اش و چه با سکوت اش و چه با هر طریق حمایت دیگری، رویداد مربوطه را تایید کرده است. مثلا وقتی می گوییم شاه هزاران انسان آزادی خواه را در روز 17 شهریور قتل عام کرد، بدان معنا نیست که محمدرضا پهلوی بتاریخ هفدهم شهریور سال پنجاه و هفت، اسلحه بدست گرفته و در خیابان به طرف ایشان شلیک نموده! بلکه همین که کشتار وحشیانه مردم با اطلاع وی و بدست ماموران تحت نظرش انجام شده، دلیلی کافی برای متهم کردن وی به قتل مردم است. و موارد مشابه دیگر نیز به همین ترتیب... با توجه به این بیان وقتی بنده از ایشان به خاطر فیلترینگ و سانسور بیشمار رسانه ها و مطبوعات داخلی و خارجی انتقاد میکنم، اینطور فرض نشده که آقای سید علی خامنه ای شخصا پای شبکه مخابرات نشسته و با دست خود سایتهای مربوطه را فیلتر کرده است. و همینطور است هنگامی که آقای مرتضوی، قاضی دادسرای عالی انقلاب میزند دهن مشتی وبلاگ نویس را به هر دلیلی سرویس میکند و رهبر فرزانه در مقابل در خواست آقای هاشمی شاهرودی مبنی بر عزل وی، به حدی مخالفت می فرمایند، که حتی تهدید به استعفای آقای شاهرودی در این باره کارساز نمیشود...

در ضمن نا گفته نماند بنده هرگر آنقدر خوش خیال و ساده نیستم که حتی احتمال آنرا بدهم که رهبر معظم انقلاب افتخار داده و نوشته های شخصی مثل مرا مطالعه و وبلاگم را فیلتر کنند. که خیلی بزرگتر و معروفتر و سیاسی تر از امثال من بارها چنین کاری کرده و هیچ وقت پاسخ روشنی دریافت ننموده اند. چرا که بحمدالله آنقدر دور و بر آقا، فدائیان رهبری و سینه چاکان ولایت ریخته که نیازی به وارد عمل شدن شخص ایشان نیست! بهر حال بنده هم برای حرفهايت احترام قائلم اما تنها به اين شرط که سعی کنی (با ذکر ادله روشن و مثال عینی) اثبات نمایی که حقیر، معقول و منطقی نقد ننوشته ام! علاوه بر این منظورتان را از بررسی حرفایم در بعد خرد آن و همینطور مثالی که در مورد ریاست جمهور زده اید اصلا متوجه نشده ام! مگر قرار بوده رهبر ایشان را تنفیذ نکند!؟ منظورتان از "تایید احمدی نژاد تنها بواسطه احترام به ملت" چیست !!!؟ لطفا بیشتر توضیح دهید...

بواسطه آشنایی ام با زندگی و خانواده محترم آقای خامنه ای و همینطور شناخت نظرات مرحوم خمینی درباره ایشان متاسفانه ناچارم پیشنهادتان را در این باره نپذیرم .اما باید عرض شود بنده هم به شدت علاقه مند بودم طی این مدتی که این پست روی وبلاگ بود یک نفر محض رضای خدا و برای دفاع از اعتقاداتش و حمایت از ولایتی که ازش دم میزند بیاید و به جای ایراد گرفتن از حقیر و اعلان تردید درباره نظرات شخص من! حداقل به یکی از شبهات و ایرادات موجود در متن که به رهبر فرزانه انقلاب وارد شده پاسخی منطقی و شفاف دهد! باور کنید بنده نگفته ام حرفهایم وحی مُنزل است. شاید من اشتباه میکنم... اما چطور است با وجود اینهمه به اصطلاح بچه حذب اللهی و بسیجی و جانم فدای رهبر در این مملکت! یکی پیدا نشد که بیاید بگوید آقاجان نظر شما درباره ولایت فقیه به این علت مردود است. بگوید به این دلیل میشود آقای خامنه ای را ولی امر مسلمین جهان دانست! یا بگوید قضیه دور باطل که از آن سخن میگویی در فلان جا شرح داده شده...

فاطمه خانم! گذشته از این حرفها از اینکه همین قدر عنایت داشتید و وقت صرف کرده نوشته ام رو مطالعه و درباره اش نظر دادید بسیار ممنون و متشکرم! شما هم موفق باشید...

در ضمن جناب آقای علی دلیری فر! (نویسنده محترم وبلاگ خدای سابق و خون حاضر) بالاخره نگفتی آخر این چه ولایت فقیه ایست که یک الف بچه مثل من به قول شما میتواند به لجن بکشد اش و یک نفر هم نتواند از آن حمایت کند. که همین منی که گفتی تغییر ایده ئولوژیک داده ام، همین منی که معتقدی رنگ باخته ام! همین منه عقاید برگشته رو سیاه، اگر ببینم یا بشنوم که جایی مثلا نقدی بر علیه خواننده و هنرمند همیشه محبوب و عزیزم محسن چاوشی نوشته شده برای جوابیه نوشتن و حمایت کردن از وی سر از پا نمیشناسم و ادعا دارم که با همین قلم نصف و نیمه ام و با همین املای غلط غلوطم! چنان پاسخ دندان شکنی علیه نویسنده مربوطه نثار خواهم کرد که از شرم نتواند سرش را بالا بگیرد. آنگاه چطور است که هیچ یک از هم رزمانت نیست تا بیاید دو کلمه حرف حساب تحویلم دهد... کجاست آن " آقای خامنه ای سلام " ات !!!؟ چه شدند آن از تو به یک اشارت ها... !

مومن برای عقیده ات کمی مایه بگذار، جان برادر...

 

... و اما فیلم 300

برای خودمون متاسفم! همین خودمون که سر قضیه شلوغ پلوغ کردن ترک ها راجع به کاریکاتوری که توهین میپنداشتندش کلی افه اومدیم که ای بابا این چه کاریه می کنید!؟ این مسخره بازیها رو تموم کنید والا اون یه وجب عکس گیرم هم که توهین باشه اصلا ارزش اینو نداره که به خاطرش اینقدر گرد و خاک راه انداختید و این جور حرفا... اما با اکران فیلم درجه چندمی مثل 300 باز همه شروع کردن به داد و غال و فریاد وا فرهنگا وا تمدنا سر دادن! آخه مسخره ها اگه همین ما ایرانیها اینقدر از این فیلم تبلیغ نمی کردیم و همه جا بحثشو راه نمی انداختیم، تا این حد مشهور و محبوب نمیشد به جان شما! بادی بود می اومد و میرفت! خودمون ازش یه طوفان جنجالی ساختیم. کِی می خواهید بفهمید که بعضی از تهاجمات و تعارضات ِ فرهنگی اونقدر پست و بی ارزش ان که تنها سکوت و نشنیده گرفتن، به نوبه خود بلند ترین فریاد و اعتراض به آنها خواهد بود. علاوه بر این اصلا مشکل ما با این فیلم بر سر چیست !؟ کدام فرهنگ !؟ کدام تمدن !؟ به چه چیزمان بر خورده است !؟

این ما ایرانیهای جالب!

 هیچ چیزمان بسان بچه آدم نمیماند! انقلابی و غیره ، مومن و بی دین همه سر و ته یک کرباسیم! آخه شما مثلا باید به ملت خط و دید باز فکری و سیاسی بدین (جون عمه هاتون) این چه وضعیه !؟ همه جا شده حار و جنجال. دعوای این با آن . فلانی علیه دیگری مینویسد، و دیگری زیر آب فلانی را میزند. کس ِ دیگر مشغول پا پوش ساختن برا اینهاست و عده ای مشغول کلاه گداشتن سر آنها! خلاصه عجیب دهکده خر تو خری شده این روزها. انگار این دعواهای بچه گانه تمومی نداره. آدم، حرصش میگیره که با این مقدار پشیز شعور و درک مطبوعاتی و میزان پایین نقد پذیریشون، بعضی ها چه ادعاهایی هم که نداردن !... فکر نمیکنم به ارایه مصادیق مربوطه چندان نیازی باشد. نه !؟

 

بدون شرح

  باور کنید اینجا شهرک سینمایی و یا روستایی دور افتاده نیست.

چندی پیش تو یه سفر کاری، این عکسها رو با گوشی همراه از منطقه مرکزی شهر بیرجند گرفتم!

قضاوت با شما...

 

خوب معلومه ؛ جز این هم انتظاری نیس!...

شاید تا حالا برای شما هم این سوال پیش اومده باشه که چرا دخترای ایرونی (که تو همین ایران هم زندگی میکنن) اکثرا انسانهای از خود راضی و لوسی هستن! پاسخ کاملا واضحه ؛ اگه به من و شما هم روزی دو هزار نفر شماره تلفن و پیشنهاد دوستی میدادن و یا بهمون متلک پراکنی میفرمودند ، خوب ما هم از دماغ فیل می افتادیم. مگه نه ؟!

پ . ن : مراتب شدید ارادت و تحیات ِ خود را به آن دسته از دختر خانم هایی که موارد فوق شامل حال ایشان نمیشود، نثار میفرماییم! شما به خودتون نگیرین حالا...

تدوین و اجرای قانون Copyright (مالکیت معنوی) حق مسلم ماست!

             لطفا به قطعه گفتگوی گزیده شده ذیل عنایت کنید :

me : راستی نارسیس* داری ؟

my partner : نه بابا خیلی گِرونه !

again me : خوب قفل شکسته اش هست که... میخای برات بیارم !؟

            Again my partner : نه من از برنامه های قفل شکسته استفاده نمیکنم! اشکال شرعی داره... اون بابا کلی زحمت کشیده یه برنامه ساخته نباید زحمتوشو به باد داد...

عجب حرف حسابی زد آن روز رفیقم! و این خجالت است که بر پیشانی من نقش میبندد... که البته آن گفت و شنود مبارک ، موجب یک تحول ایده ئولوژیک عمیق در بنده ، نسبت به طرز فکر و عملم درباره نحوه استفاده از محصولات فرهنگی و نرم افزاری شده و نتیجه اش این بود که در اولین فرصت هر آنچه کالای نرم افزاری غیر اورجینال نظیر دیکشنری و موسیقی و غیره در رایانه داشتم را حذف و نابود ساختم. امیدوارم صاحبان آن اثرات هم مرا بخشیده باشند. ما که شخصا توبه کردیم. بد نیست شمایی که خیلی ادعای درستکاری ات هم میشود، گاهی یه نگاهی به دور و برت بندازی، ببینی چقدر کالای دزدی اطرافتو گرفته و تو هم عین خیالت نیس!

عزیز دل برادر ، ترا بخدا احترام به حق مالکیت معنوی اثر را جدی بگیر. کاری نداشته باش که این قانون ِ مُبرهن و مسلّم هنوز در این مملکت به ظاهر اسلامی تدوین و عملی نشده است! کاری نداشته باش که هنوز هیچ مرجعی در این باره حکم قطعی نداده است! در اینجا لطفا رجوع شود به دل (البته اگر هنوز زیادی چرکین و آلوده اش نساختی) و خداییش عنایت کن اگر شما بجای یک خواننده – برنامه نویس – کارگردان – نویسنده و... بودی آیا یک تار موی بدنت راضی میشد که عده ای زحمت تهیه و پرداخت مبلغ کالایی که تو ساختی را به خود ندهند و از نسخه کپی شده و غیر اورجینال آن استفاده کرده و از حاصل زحمات (چه چند ساله چه چند روزه ی) تو، مفت و مجانی سود ببرند... باید مراقب بود، توجیه غلط و شبه انگیزناک بسیار است! مثلا عده ای میگویند گناه این کار برای کسی است که مبادرت به شکستن قفل نرم افزار و یا تکثیر سی دی مربوطه کرده و من که فقط از آن استفاده میکنم تقصیری ندارم! از این حضرات باید پرسید آیا وقتی کسی کالایی را دزدیده و تو کاملا مطلع هستی ، آنگاه به خود اجازه میدهی آن کالا را به امانت گرفته یا خریداری کنی !؟

میترسم تو اون دنیا "بیل گیتس" یقه همه مونو خف کنه و ازمون بخاطر استفاده بیشمار از نرم افزارهاش که مفت میخریدیم و نصب میکردیم ادعای حق و طلب خسارت کنه !؟

براستی آنجا چه خاکی بر سرت خواهی ریخت جانِ برادر !؟ نظرات شما در این باره مورد امتنان است.

* : نارسیس، نام یک نرم افزار دیکشنری قدرتمند و پیشرفته فارسی است.

پ.ن: گاهی اوقات تهیه نسخه اصلی یه برنامه تقریبا غیر ممکن میشه؛ شاید اینجور مواقع بشه به این عبارت که تو " آیتُ الکُرسی " قران ذکر شده دل خوش کرد که میفرماید :

لا یُکلفُ اللهُ نَفسا اِلا وُسعَها : خداوند بر هیچ کسی بیش از وسعت ]توانایی[ اش تکلیف نکرده .

/ 11 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرهاد

عجب پست پرو پيمونی بود... همه را خوانديم و استفاده برديم... ان شاا... تو خدمت کلی شانس مياری و جاهای خوب خوب ميفتی و تجربه های توپ کسب ميکنی... موفق باشی دوست عزيز... راستی در مورد چاوشی نوشته بودم... کاش ميشد بيای و نظر بدی!

AZAR

http://masterazar.persianblog.ir be rOOz shod http://masterazar.persianblog.ir به روز شد

خون

سلام مهدی . میدونم خیلی دیر اومدم و قرار و مداری باهام گذاشته بودی که بحث رو کامل کنیم . اما فرصت نکردم بهت سر بزنم تا امشب که اومدم و دیدم مهدی ما هم رفته که رفته ... ببخش که اونوقتی که قرار بود بیام نیومدم و الان تو نیستی . هر وقت برگشتی خبرم کن مهدی . این پستت رو خوندم درست و درمون آفلاین . یه روز باید بشینیم سنگامونو با هم وابکنیم اگه پا بده . موفق باشی و سرباز وطن به امید دیدارت

مهشيد

سلامممممممممممممم.آخی دوران مشقت تو هم شروع شد پس. خوب کردی. هرچی زودتر بری و خلاص شی بهتر..ممنون اين همه مطلب نوشتی تا مدتی سرم گرمه و لی بايد قول بدی هر بار ميای يه دونه ازين پست طولانيا بنويسی. همشو نخوندم. ميخوام تيکه تيکه بخونم . اينجوری نبودنت کمتر حس ميشه. موفق باشی

نون..راز

سلام برو از مملکت دفاع کن تا ما شبا راحت تر بخوابيم در مورد اون خانم فاطمه هم فقط هيچی نميگم . لعنت به.....

مريم

سلام سفر بخير... به سلامت برگردی... ........ ............. .................... .