تحریم اخراجی ها ، چرا و چگونه ؟

 

قرار بود در ادامه بحث اخراجی ها چیزی بنویسم، اکنون العهد وفا ! بی مقدمه برویم سر اصل مطلب... دوستان من! آنچه می خوانید نقد فیلم اخراجی ها یا نقد کارگردان آن و هیچ حمایت و غیره ای در مورد خود فیلم نیست! اینها تنها نقدی بر یک تفکر است. آن که به بعضی اجازه می دهد خواستار جلوگیری از پخش یک فیلم باشند! اما چرا و چگونه ؟ بحث کردن آدابی دارد، نقد کردن هم همینطور. می شود براحتی طرف مقابل را به سخره گرفت، دستش انداخت و یا هر کار غیر انسانی دیگر را انجام داد! اما کاش روزی بفهمیم که وقتی با موضوعی مخالفیم ، مساله بر سر ایده هاست نه اشخاص. بنابراین باید یاد بگیریم که در نقد هر چیز به شخصیت نفر مقابل کاری نداریم ، فارغ از آنکه او کیست و چه بوده با رعایت احترام به نظرش مسایلی را به میز بحث می کشیم! متاسفانه در بیانیه های مختلف دوستان آن سوی خاکریز نه تنها علت واضح و روشنی برای توقع شان مبنی بر عدم نمایش یک فیلم در تلویزیون دیده نمی شود بلکه گاها دست به تمسخر زده و از آن به عنوان یک فیلم کمدی تخیلی مخصوص گروه سنی الف یاد می شود! اما قرار نیست لزوما با زبان تند و سرشار از نیش و کنایه با ایشان سخن بگوییم. گلایه من در این مورد بجای خود، فی الحال بپردازیم به مواردی که دوست عزیزم پینکی در جواب این پست اشاره کرده بودند :

 

 

1.       حضور روحانیت در جبهه ها بدلیل شرایط آموزشی و رزمی ، با لباس متداول بسیجی ها (لباس خاکی) یکسان بود. و تنها عمامه بر سر می گذاشتند و همگام با سایر نیروها در تمامی آموزش ها و عملیات ها ی رزمی شرکت می کردند. و در اصل هیچ فرقی بین روحانی و غیر روحانی در تمامی عرصه های رزم وجود نداشت. در حالی که در فیلم اخراجی ها ، تنها یک روحانی آن هم با عبا و قبا مشاهده می شود! نه در لباس رزم! آیا این امر چه چیزی را به مخاطب القاء می نماید ؟!

1.       خوب شما بگویید چه چیزی القا می کند!؟ (منظورم از زبان تند و و سرشار از نیش و کنایه مثل همین جمله هاست که از دستم در رفت! سعی می کنم تا پایان نوشتار از ورود چنین جملاتی به متن ممانعت کنم!) شاید شما از این مساله چیزی فهمیده اید که صدها هزار نفری که در سراسر کشور اخراجی ها را دیده و برگزیده اند، عاجز از فهمش هستند!... قبول، روحانی فیلم اخراجی ها همگام با رزمنده ها نمی جنگد! اما که گفته منظور اخراجی ها این بود که همه روحانیون در جنگ همین گونه بوده اند!؟...

 

 

2.       بغیر از این است که روحانیت معظم که نقش محوری در تمامی عرصه های جنگ داشته اند ، تنها در پشت جبهه و نهایت خط دوم جنگ به ارشادات مولوی وار بسنده می کردند؟! البته نادیده گرفتن این امر در لباس رزمی روحانیت ، ناشی از غفلت نویسنده و کارگردان محترم فیلم اخراجی ها بوده است . و مطمئن هستم ایشان نخواسته اند همگام با رسانه های معاند اینگونه القاء کنند که حضور روحانیت در جبهه ها تنها به مراسم مذهبی پشت خط خلاصه می شده است!

2.       عزیز دل برادر! من هم که همین را می گویم. شما پاسخ خود را خوب داده اید. ببینده فهیم فیلمهای سینمایی می داند که وقتی کاراکتری از فیلم منتسب به یک قشر اجتماعی است هیچ دلیلی برای این منظور وجود ندارد که فیلم انگشت اتهام را به سوی تمامی افراد حقیقی جامعه که شغلی مشابه دارند گرفته است. بنابراین وقتی در فیلمی یک پرستار به وظیفه اش خوب عمل نمی کند، یا یک معلم بد درس می دهد، یا... قرار نیست به جامعه پرستان و مدرسان کشور چیزی برخورده باشد. ایضا وقتی یک روحانی در اخراجی ها فقط امام جماعت و سخنران است...

 

 

3.       از ضعف علمی و مذهبی فیلم نامه در خصوص نقش لقمه حلال در زمینه سازی استحاله شخصیت های اصلی فیلم که بگذریم ، از این نکته نمی توان به سادگی گذشت که درست است خیلی ها به دلیل جبر زمان و مکان توفیق حضور در جبهه نصیبشان شد ، ولی خیلی از این افراد با شنیدن اولین صدای انفجار ، یا راهی شهرهای خود شدند و یا جایی در تدارکات و آشپزخانه برای خود دست و پا کردند ، و مابقی اگر در جبهه ماندند و در عملیات ها شرکت کردند ، تحت تأثیر فضای خاص معنوی جبهه استحاله شدند. در حالی که در این فیلم کمترین توجه به نقش تأثیرات معنوی و فرهنگ ناب ایثار و از خودگذشتگی در روند بازسازی و خود سازی افراد شده است. صحنه های توسل و توکل و خودسازی رزمندگان ما در جبهه ها ، در این فیلم کجاست ؟! بگذریم که حتی در سکانسی این تحول نیز به سخره گرفته شده است! ( به برخورد آقای حیایی با شخصیت کریم ( سوسکه ) توجه بفرمایید. آیا از مجموع این صحنه ها ، مخاطب چه تصوری از رزمندگان ما در جبهه در ذهنش به تصویر کشیده می شود؟! آیا این تصور در ذهن بینندگان فیلم اخراجی ها شکل نگرفته است : آنان که ظاهر مذهبی دارند ، افرادی متظاهر هستند! بر عکس امثال مجید سوزوکی و دارو دسته اش افرادی صادق ، شجاع و ...

3.       نمی دانم چگونه چنین نقدی بر فیلم وارد می کنید!؟ در حالی که از نکته های مهم به قول شما فیلمنامه همین است که عده ای ظاهرا خارج از طریقت! بنا به شرایطی به جبهه راه پیدا کرده و به سبب جو معنوی حاکم بر آن دیگر حاضر به بازگشت به شهر و دیار نشده و تا پای جان برای مملکت شان می جنگند. این چیزی است که حقیر در اخراجی ها دیده ام!  کاراکتری که اکبر عبدی در نقش باقالی برایش ایفای نقش می کند هم دقیقا مصداق بیان دیگر شما در این باره است که به وضوح در اخراجی ها دیده شد. ضمنا حافظه ام یاری نمی کند تا آن سکانس آقای حیایی را به خاطر آورم ، اما علی رغم اینکه شخصا چنین تصوری برایم شکل نگرفته باید پذیرفت گفته فوق مصادیق بسیاری در گذشته و حال این سی سال به اصطلاح انقلاب ما دارد! چه بسا ظاهر الصلاح هایی که در حق مردم جفا کردند و چه بسا متخصصان و ماهرانی که در این مملکت تنها به گناه داشتن ظاهری غیر خودی! در رسیدن به حق و سود رساندن به جامعه محروم و مظلوم واقع شدند. این مهم اتفاقا نه از روی سهل انگاری سازنده در فیلم نمایان می شود که دغدغه دهنمکی در این باره هم انتقاد از جمع عظیم مسولین و مدیران کشور است که نه تنها خود به ریا و نفاق روی آورده اند بلکه خواسته یا ناخواسته پایین دستی های خود را مجبور به انجام اموری مشابه میکنند. این چنین است که این روزها برای گزینیش در هر جایی که سرش به تنش بیارزد بهتر است شما با چادر و بنده با مقادیری ریش جهت مصاحبه تشریف فرما شویم... این را ادامه نمی دهم که تو خود عارفی و من فقط اشارتی بدان کردم!

 

 

4.       در صحنه پایانی فیلم مجید سوزوکی فیلم اخراجی ها ، در حالی که آرپی جی زن ، پشت سر او قرار دارد ، با قمه به شکار تانک می رود! این صحنه چه چیزی را در ذهن مخاطب القاء می کند ؟! جناب آقای مهندس ضرغامی! رزمندگان ما با شجاعت شهید شدند، نه مثل شخصیت فیلم اخراجی ها با حماقت! آیا این ظلم به شهدای والا مقام ما نمی باشد ؟! رزمندگان ما نرفتند که کشته شوند، و حتی نرفتند که بکشند! بلکه رفتند تا به تکلیف خود عمل نمایند. کشته و کشته شدن فرع ماجراست. حتی به آرزوی خود شهادت رسیدن نیز با واقع نگری و شجاعت بود ، نه به مانند مجید فیلم اخراجی ها با حماقت!

4.       احسنت! نقد زیبا و بجایی است که من نیز با آن موافقم. یاد گفته شهید عزیز همت افتادم که گفته بود ما به قصد انجام تکلیف آمده ایم بنابراین چه بکشیم و چه کشته شویم پیروزیم... بماند که می ترسم بگویم متاسفانه بود شرایطی در جنگ که فرمانده ها چندان ارزشی برای جان رزمنده ها قایل نبودند و به اسم شهادت آرزوی ماست! هر آنچه خواستند کردند... (قطعا اینها را از خود که جنگی ندیده ام نگفتم) بگذریم. بهر حال علی رغم آنهمه شکوه و عظمت در دفاع 8 ساله ما و با وجود بهترین مدیران جنگ و هوشمندانه ترین استراتژی هایی که از سوی ایران اجرا شد، حقیقت تلخ آنجاست که در پاره ای اوقات کم خردی و بی تجربگی فرماندهان، کار دست سرباز ها می داده که این موضوع نه ربطی به اخراجی ها دارد و نه به من و نه به اینکه اخراجی ها را پخش نکنید!

 

 

5.       از این ها گذشته ، فرمانده ی با تجربه که بالای سر مجید سوزوکی است ، به جای داد و فریاد برای سیگار گذاشتن گوشه ی لب مجید سوزوکی ، چرا شهادتین را به وی القاء نمی کند ؟! مجید سوزوکی دهان خود را نجس می دانست ، فرمانده چرا شهادتین را برای او زمزمه نمی کند ؟!

5.       بله !؟ برادر/خواهر دست بردارید لطفاً... !!!

 

6.       صحنه ی میدان مین ، ظاهرا بزرگترین شاهکار نویسنده و کارگردان فیلم اخراجی ها بوده است! در حالی که فرمانده در کنار میدان مین درخواست داوطلب برای رفتن روی مین می کند ، مجید سوزوکی قهرمانانه گیوه هایش را ور می کشد و درست مثل لات های دهه 50 ، پا به عرصه میدان می گذارد . و با هر قدمش دنیا و تمام علاقه های خود را پشت سر می گذارد و هر قدمش محکم تر از قدم قبلی برداشته می شود . زیرا تمام علاقه ها و عشق های دنیایی که دست و پای او را بسته است ، از سر بدر می کند و محکم تر قدم بعدی را بر می دارد. این سکانس که در اصل شاهکار فیلم اخراجی ها می باشد ، آیا می دانید چه ذهنیتی را به مخاطب القاء می کند ؟! این سکانس فیلم اخراجی ها می گوید : تمام سرداران ، فرماندهان ، و یادگاران باقی مانده از جنگ ، کسانی هستند که در هنگام خطر دیگران را به قربانگاه فرستادند و خود نظاره گر بودند! دیگران را به کشتند دادند تا خود زنده بمانند! در حالی که واقعیت چیزی بغیر از این دروغ چندش آور است! واقعیت این است که در هنگام خطر و یا طبق فیلم اخراجی ها ، در هنگام روی مین رفتن ، اولین کسی که خود را فدا می کرد ، فرمانده بود. ولی در فیلم اخراجی ها ، فرمانده دیگران را قربانی می کند تا خود سالم باقی بماند ! به عبارت دیگر فیلم اخراجی ها با هنرمندی کامل می گوید: سرداران باقی مانده از جنگ دیگران را به کشتن دادند تا خود باقی بمانند! این دروغ تاریخی در فیلم اخراجی ها آنقدر مشمئز کننده است که نمی توان هیچ توجیهی برای آن قایل شد.

6.       خواهش می کنم اینقدر برداشت های شخصی خود را به پای فیلم ننویسید! پاراگراف بالا ناخواسته چیزی بیش از یک شعار دهان پر کن و نقدی ناعادلانه نیست! صحنه میدان مین را متهم می کنید در حالی که اولا قضاوت وجود چنین شرایطی در جنگ که عده ای مجبور باشند به روی مین بروند نه به عهده من و شما و اخراجی ها! بلکه از خاطرات بسیار یادگاران آن سالها هویداست! ثانیا شما ابتدا به مجید سوزوکی حمله می کنید و بدون علت، ایثارش را در آن صحنه به تمسخر گرفته و بعد علت را آنچه القاء ذهنیت غلط فیلم به مخاطب می نامید بیان کرده اید! دوست عزیز من، ننگ بر کسی که بگوید هر آنکه از جنگ باقی مانده ترسوی جان دوستی است که رفیق هایش در جنگ جورش را کشیده اند! این اولین بار است که می بینم چنین برداشتی از آن سکانس شده. پاسخ این شبهه را متخصصان نظامی و مربیان مهارتهای جنگی بهتر می دانند. بماند که اگر در شرایطی عده ای مجبور شوند جان خود را برای عبور سایرین فدا کنند... آنگاه احمقانه ترین تصمیم یک فرمانده آنست که با کشتن خود آینده گروه را به دست سرنوشت سپرده و مسولیت غیر قابل چشم پوشی اش که به اتمام رساندن عملیات و رسیدن به هدف است را با از خود گذشتگی تباه سازد.

 

 

7.       نویسنده و کارگردان فیلم اخراجی ها ، با ساخت این فیلم ، دل خیلی از رزمندگان جبهه های هشت سال دفاع مقدس را سوزانده است .

7.       این جمله را 4 بار تکرار کرده و هر دفعه ناراحتی خود از سازنده این فیلم را نشان دادید. دوستان منتقد! خیلی از همان رزمندگان جبهه های هشت سال دفاع مقدس هم هستند که اخراجی ها را دوست و قبول دارند. آیا بهتر نیست عینک بدبینی را برداشته و کمی منصفانه تر با یک فیلم برخورد کنیم؟ آیا این ها همه برداشت های شخصی و سلیقه ای نیست!؟ آیا تفسیر دیالوگ ها و سکانس های سینمایی را باید با افکار و عقاید خود پیوند زد؟ آیا سازندگان فیلم و آنهایی که چون شما فکر نمی کنند همین منظور ها را از چنین سکانس هایی داشته اند؟ آیا در اینجا نباید نظر اهل فن و منتقدان سینمایی را پرسید؟ آیا می توانید فقط برای چند لحظه خود را به جای مسعود فرض کنید و از دید او به داستان بنگرید؟ آیا تمامی این موارد همان زمان اکران فیلم پاسخ داده نشد!؟ اصلا آیا گفته شده اخراجی ها بی عیب و نقص است!؟ آیا هر چیزی که نقص دارد باید محکوم و محروم از پخش شود؟ آیا با این حرف ها دل خیلی های دیگر نمیسوزد!؟ آیا مسعود ده نمکی باید پاسخگوی نگاه منفی و تند مخالفان کمدی جنگی باشد ؟

 

ضمنا آقای بوترابی هم فرموده بودند : اصولا افراطیون تفریطی میشوند. این یک قاعده برای من و شما و آقای ده نمکی و بقیه نیز هست... قبول اما روی این که سانسور بخشی از فیلم ضروری است حرف داشتم! مثلا کدام بخش ها... غیر از آن 20 دقیقه ای که توسط ارشاد سانسور و موجب بی سر و ته شدن بعضی پلان ها شد !؟ فکر می کنم همان جمله طلایی شما بتواند تکلیف بعضی موضع گیری ها را مشخص کند دکتر جان : روزی فرا خواهد رسید که بجای درخواست عدم پخش یک فیلم شاهد برگزاری جلسات انتقادی باشیم... و امیدوارم شما دوستان بسیار عزیزی که حتم دارم هر آنچه گفتید با نیتی نیک و به سبب اعتقادات و تعصب قابل احترام شما به ایثارگران و بازمانده های جنگ بوده است هم برای ارتقای سطح کیفی و کمی محصولات هنری مرتبط با دفاع مقدس گام بردارید نه تحریم آنها. هر چه بود هفته دفاع مقدس گذشت و این فیلم از سیما پخش نشد! حتی شاید خبر پخش شایعه ای بیش نبوده... در لابلای گفته های شما نقد هایی ارزشمند و نکاتی مهم وجود دارد که امیدوارم به جای دست مایه شدن برای تحریم اخراجی های 2 که در حال ساخت است ، بتواند راه گشا و موثر واقع شود... پرونده اخراجی های یک تمام شد! منتظر دسته گل بعدی مسعود خان نشسته و از صمیم قلب برای موفقیت و رفع نواقص کارش دعا می کنیم.

دیگر زیاده عرضی نیست .

یا حق .

 

/ 50 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
.: اوکالیپتوس :.

جالب است مشابه همین حرف ها را در کامنت دونی وبلاگ سید محمد انجوی نژاد، آن بزرگ مرد فعال فرهنگی که خیلی جوان ها را با دم و دستگاه معنویت آشتی داده هم دیدم، ببین: " آنقدر دلم از دستت گرفته! انقدر برايم فرق کردی... آنقدر عوض شدی که حتی يادت نمياد چی بودی . چی شدی!... " آری خیلی ها هستند که به سبب گناه نکرده متهم به همین چیزهایی که شماها می گویید شدند. همین حقیر نیز هنگامی که علیه مقام معظم ولایت فقیه! مطلبی نوشتم از طرف یکی از عزیز ترین رفقای نویسنده متهم به رنگ باختن شدم. البته برای وی سوء تفاهمی پیش آمده بود که مرتفع شد و الان با هم شدید رفیقیم اما نمی دانم برای امثال شما تا کی قرار است هدف، وسیله توهین و تخریبتان را توجیه کند. او اگر تکذیب می کند که هدف سیاسی داشته وارد است! چون خودش است و خودش را می شناسد! شما که هستی و چه می دانی که مطمئنی می خواسته روی بورس باشد!؟

.: اوکالیپتوس :.

خداوند با همه عظمتش ستار العیوب است، یعنی پنهان کننده گناهان! من و شما که باشیم که آبروی کسی را بریزیم!؟... بس است دیگر نمی خواهم چیزی بیش از این بدانم. به همین اندازه بتوانیم در محضر خدا پاسخگوی رفتار و کردارمان باشیم کافیست! به هر حال از بذل توجه تان ممنون.... الهی هب لی کمال الانقطاع الیک!

lost-destiny

والا شهرت گاهی خوبه گاهی بد! اينکه کل داستان گنبد نيلی اصلا پيرامون من می گرده و می پيچه و به اسم من مربوط می شه ما چه کاره ايم برادر!!! ما اومديم رد پامون باقی موند و بعدم که ذهنمون جا موند..... کلا شهرت از اينجا شروع می شه.... کلا اسم باحالی دارم من.... سرنوشت گمشده.....ايشالا يک روز مي شه هرجا بريد اين اسمو می ذارن جلوتون!!! بعد شما مدام ياد من می افتيد و مدام می خنديد!!! بعد از اين حرفا کلا!

سيد علی خامنه ای

سلام جوان غيور ! من رهبر عظيم الشان هستم . وبلاگت را پسنديدم . انشالله که در مورد شهدا مطالب بيشتری بنويسی و توده عوام را مستفيض تر کنی . اگر توانستي يکروز به دفتر ما سر بزن به آقای محمدی گلپايگانی خودت را معرفی کن تا انشالله برايت فکری بکنيم . والسلام عليکم سيد علی خامنه ای ۱/۲/۳

خاله قوساله (نازنين)

برای رسیدن به دور دست ها باید از نزدیکی ها گذشت. اما رسیدن به نزدیکی ها به سهولت میسر نیست... سلام دوست عزيز توی وبلاگ سرنوشت گمشده دیدمت... فعلا فرصت خوندن ندارم. بعدا ميام و کلهم اجمعين مطالبت رو ميخونم. چه آهنگ آرامش بخشی گذاشتی روی وبت. يه جورايی دلم ميگيره وقتی برام تکرار میشه! (منم ميخوام!) در ژناه حق

مهدی

لاست دستينی= سرنوشت گمشده مگه می شه يادم بره

sarvenaz

سلام.مطالبتون تفکربرانگيز هستنداماچرافونت به این ریزی؟فکر نمی کنید کمی خوانندرو خسته کنه؟

ع

شاید اگر این کلیپ را در مورد این کلیپ در همه جا (مخصوصا سایت های بزرگی مثل بالاترین) پخش کنید، تحریم این فیلم عملی تر شود، لینک تماشا و دانلود: http://www.kalam.tv/fa/video/23061/index.html خودتان قضاوت کنید!