ویرانم می کنی

 

زیباترین نقطه روی زمین

مرا بساز

دوباره

چند باره

می میرم در این شب

سردم و تنها

تو بودی که انتظارت برایم شعله شد

افسوس که دیر کرده ام

باز دیر کلامت شدم

مرا ببخش

کلام هایم نمی ترکند

بغضم فرو نمی رود

برون نمی آید

بغضم هم تنها و سرد

نشسته برای اندکی تنهایی

سرما، تنها، زمستان، دلتنگی،

 دوستی، امید، هنوز، عشق، ماندم، بودم، کشیدم،

من،

به پایت جان می دهم، بپذیر...

دسته کم مرگم را قبول کن!

کاش لایقت باشم برای قربانی شدن. ای زیباترین نقطه پرگار...

 

پ.ن1: خدایش بیامرزاد، پدر بزرگم را می گویم!

پ.ن2: دیر زمانی است که دل من می گوید...

 

 

/ 53 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهشيد

سلاممممممممممممممممممممممممممم. عجب نامردی هستيا. نميگی اين دختره آلبومش ناقص شه ميره دزد ميشخ معتاد ميشه سرشو ميکوبه به ديفاررررررررررررررررررررررررررر

مهشيد

شعر نوشتن به خصوص وقتی از اعماق وجود آدم بياد نو و کهنه ش فرق نميکنه ولی آدمو خالی ميکنه. انگار مزه ميده هی حرفاتو بپيچونی و با هاشون بازی کنی. خدا رحمتش کنه هم اونو و هم عزيز تر از اونو همشونو بزرگتر ها نعمت زندگين وقتی ميرن هيچی جاشون پر نميکنه . مثل مادر بزرگم که هيچ کس جاشو نگرفت.

مهشيد

اندفعه خواستی اونورا بيای يه مقدمه بيا که من يه هو کامنتتو ميبينم آب قند لازم نشم ليسانس بزن دانشگاه ما . اين نظامم خفش کن بنداز اون ور عيدت مبارک

lost-destiny

می بينم که پی نوشت اوليتو برداشتی و ...!!!

lost-destiny

توهم زده شدی شايدم دچار ياس فلسفی شدی!!! نه نگران نباش اول می شی.....تو می تونی!!!! !!! فعلا اينو داشته باش تا برگردم!!!!

lost-destiny

يک سوال.........چرا آدرس بلاگ شما hello to you می باشد؟!!! کنجکاوی دیوانه مان کرده!!!

مينو

تو كيستي كه من اينگونه بي تو بي تابم؟ شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم تو چيستي كه من از هر موج تبسم تو بسان قايق.سرگشته روي گردابم! تودر كدام سحر بر كدام اسب سپيد؟ تو را كدام خدا؟ تو از كدام جهان؟ تو در كدام كرانه،تواز كدام صدف؟ تو در كدام چمن همره كدام نسيم؟ تو از كدام سبو؟ من از كجا سر راه تو آمدم ناگاه! چه كرد با دل من آن نگاه شيرين ،آه! مدام پيش نگاهي مدام پيش نگاه! كدام نشاًه دويده است از تو در تن من؟ كه ذره هاي وجودم تو را كه مي بينند. به رقص مي آيند سرود مي خوانند! چه آروي محالي است زيستن با تو مرا همين يك سخن بگذارند با تو: به من بگو كه مرا از دهان شير بگير! به من بگو كه برو در دهان شير بمير! بگو برو جگر كوه قاف را بشكاف! ستاره هارا از آسمان بيار به زير تورا به هرچه تو گويي. به دوستي سوگند هر آنچه خواهي از من بخواه.صبر مخواه كه صبر راه درازي به مرگ پيوسته است! تو آرزوي بلندي و.دست من كوتاه تو دور دست اميدی و پاي من خسته ست همه وجود تو مهراست و جان من محروم چرا