سالها پیش در چنین روزی

 

آی نسیم سحری صبر کن

ما را با خود، ببر از کوچه ها...

 

29 سال پیش در چنین روزی، چند نفر انصار حذب اللهی وقت! و مقادیری اراذل و اوباش، به سفارت یک کشور پدرسوخته حمله کردند... از در و دیوار بالا رفتند و کارمندانش را دست و چشم بسته از میان جمعیت و مقابل چشم جهانیان به اندرون راندند. خبرنگاران رسانه های بین المللی بعد از دیدن آن همه شگفتی و حماقت! هر طور که بود خود را به مرحوم خمینی رسانده و علت را جویا شدند.

من که مهدی الف باشم و اینجا که ایران باشد، در تلویزیون خودمان با همین چشم ها و گوش هایم، دیدم و شنیدم که امام در پاسخ به خبرنگاران تصریح کرد: من مطلع نبودم! و نمی دانم چرا این کار را کرده اند! و... رییس جمهور وقت ایالات متحده - که بهانه ای نیک برای محکوم کردن ایران و تروریست دانستن انقلابیونش به دست آورده بود - سریعا واکنش نشان داده و در مقابل همان چشم جهانیان، قیافه ای بس نگران و خشمگین از خود نمایان کرد و گفت: این یک اقدام تروریستی است. گروگان ها کارمندان سفارت این کشور هستند، آنها هرچه سریعتر باید آزاد شوند.

در ایران نیز وقتی خبر این افتضاح تاریخ بشریت گسترده شد، مواضع مختلف گروه ها و بیانیه های متنوعی در پی آمد. اما مهمتر از همه، مهندس بازرگان در خطابه ای شدید اقدام فوق را به شدت محکوم و تاکید کرد: گروگان ها هرچه سریعتر باید آزاد شوند. او که می دانست با چه موجودات عجیب الخلقه ای طرف شده، دل به دریا زده و تهدید نمود در صورت عدم تحقق آزادی گروگان ها، خود و دولتش دست به استعفا خواهند زد. انقلابیون طبق معمول اطراف امام را گرفتند... وی که یحتمل می خواست از میان بد و بدتر یکی را برگزیند در اولین موضع گیری رسمی، از خواسته دولت انتقاد و تصریح کرد هیچ آزادی در کار نیست. کاش بود و برایمان می گفت چنین بزرگ مردی با چه استدلال پذیرفت که عده ای دانشجو نما ! بدون حکم قاضی و به اصطلاح سرخود، به سفارت یک کشور حمله و آن چنین آبروی ایران و ایرانی را نابود کنند. شاهد هستیم بالا رفتن از آنجای جماعت دانشجو چیزی نیست که فقط هنر مشارکت و تحکیم وحدتی ها باشد!...

هر چه بود تهدید عملی شد. دولت استعفا کرد. شرایط کشور متشنج شد و احمق ها خوشحال گردیدند. اگر برای شما هم همیشه این سوال مطرح است که رسانه ها، دولت ها و حتی ملت های جهان چه پدر کشتگی با ما دارند که تا نام ایران آورده می شود چندِششان شده! و بس تنفر بروز می نمایند؟ این سوال مهمی است که اوایل، ذهن مرا خیلی مشغول ساخته بود. فکر کنم پاسخم را یافته ام؛ از رفتار غلط و غیر دیپلماتیک جمهوری اسلامی، موضع گیری های متناقض مسولان، سیاست های یک و بام دو هوا در مسایل مختلف بین المللی، حمایت از گروه هایی مثل حماس، و مزخرف گویی علیه غرب و عربده کشیدن، هوچی گری رسانه ای و دنیا را به کثافت نام بردن و خود را فرشته نامیدن ها که بگذریم، - چندان نیازی هم به ارائه مصادیق عینی نمی بینم! - باید دانست که شروع همه مخاصمات دنیا علیه مان، همین واقعه 13 آبان است.

اگر سیاستمداران در تمام دنیا پس گذشت یک نسل از دوران مسئولیت شان، مثل بچه آدم خود به تصمیمات اشتباه گذشته اعتراف دارند و هر گندی که زده باشند را رو می کنند - شاید برای عبرت سایرین و در نهایت پیشرفت کشورشان - اما متاسفانه در این مملکت هر عمل متحیر الوقوعی که واقع شود، آنقدر بر له آن تبلیغ شده و آنقدر با دست و پا زدن در آن لجن فرو می روند که هیچ چیز جز مرگ ِ صاحب آن عمل یا تفکر، نتواند صدای نقد مخالفان را شنیدار سازد...

 

حالا برادر احمدی نژاد، تا می توانی به سفر برو، فریاد بزن، گنده بیا ! ادعا کن که چنین ایم و چنان ایم، اما وقتی بر میگردی و با لذت به مرگ بر آمریکا و مرگ بر فرانسه و مرگ بر آلمان و غیره گوش می دهی، بدان فاتحه هر آنچه زور زدی خوانده می شود و چنین است که باید آن همه هو شدن را به قول خودت در یک مکان علمی! تحمل کنی... بدان که وقتی بعد از گذشت سه دهه هنوز هیچ کس در این مملکت جرات گفتن غلط کردم ندارد، تا قیام قیامت هم که در سازمان ملل از صلح دم زنی و برای تشکیل جبهه اتحاد صلح پیشنهاد دهی، کسی پشیزی ارزش برایت و برایمان قائل نخواهد شد.

می دانی چرا !؟ چون آن که در سازمان ملل گفتگوی تمدن ها را پیشنهاد داد و دنیا استقبال کرد، کسی بود که در سخنرانی اش هنگام عربده کشی دوستان انصار حذب اللهی مبنی بر مرگ بر... صدایشان را قطع کرد و گفت: دوست دارم در جاهایی که حرف می زنم، صحبت از زندگی باشد نه مرگ... همو که نامش سید محمد خاتمی است.

شاید او مثل شما دلش برای جهاد تنگ نشده، شاید عاشق کلاشینکف نیست برادر!

 

پ.ن 1: پست دیگری نوشته بودم! اما مناسبتی ها همیشه در اولویت اند.

پ.ن 2: حذف شد.

پ.ن 3: گرچه چندان مایل به حضور در این مهمانی نبودم اما - حال که اینجام - تا بشود زیبا می رقصم!

پ.ن 4: دیگر به هیچ دلیلی خدایم را انکار نخواهم کرد...

 

/ 7 نظر / 10 بازدید
احسان ولي زاده

بله وقتی جهانيان شهد اينگونه رفتارهای سياسی از طرف نظام جمهوری اسلامی هستند چرا بايد تن به ارتباط به آنها بدهند . و از اين بابت متاسفم . هر چند در زمان دوران اصلاحات رفتار ديپلماتی سياس خاتمی يک مقداری اين جو منفی را کم کرد اما هيچی نشد که يک مرد ديگری امد و لگد زد به حرفهای گذشته مسوولين گذشته . که تمام پل ها را خراب کرد انقدر اوضاع ايران در جهان خراب شده است که وقتی از ايرانيان مقيم خارج می پرسند شما ايرانی هستيد شما رئيس جمهورتان ايشان است ما هم جواب می دهيم بله و ما جوابی می بينيم که عبارت است تکان دادن سر به علامت تاسف .

lost-destiny

همچين می گی در دست اقدام است که آدم وحشت می کنه. هرکی ندونه فکر می کنه چه خبره!!!!

lost-destiny

ما همچنان منتظريم!!! من والا اون روزا از اونجايی که خيلی سرم شلوغ بود.... هيچ حواسم به اون تسخير «لانه جاسوسي» نبود!!! ما داشتيم خرابکاری های جاسوس هارو در مملکتمان خنثی می کرديم آقا!!!( این واژه آقا رو خیلی محکم بخونید، و مثل تو فیلم ها دستتونو از بالا بکوبونید به سمت پایین خیلی جدی!!!) اين موضوع جزئی از اسرار سری مملکت می بود، اصلا من چيزی نگفتم که!!!!

مهسا

دانشکده ما که اين روزها به شدت متشنجه ! يکی از دانشجوها توی تظاهرات دانشگاه علامه بازداشت شده. سيزده آبان واسه دانشکده ما واقعا سيزده بود !

ثريا

سلام وبلاگ جالبی داريد با دختران انتظار به روزم

احسان ولي زاده

شما را به خواندن پستی از میزگرد شبانه دعوت می کنم مجلس هیچ کاره در بودجه نویسی