نگاهت رهی... هم رهی... رهنما !

 

نگاهت رهی، هم رهی، در قفس

نگاهم خموش، بی صدا، بی نفس...

 

نگاهت پـی است، در ره ِ بی رهی؟

نگاهم در آن راه بی راه بان، در آن گرد ِ در ره رهی...

 

نگاهت به شمع ، شعله ای ره وار،

نگاهم که نه، من چو شمع ، نالان، مرگ بار...

 

نگاهت همی، همدمی، مرهمی است

و من هم چو ره، گاه وار، زجر وار...

 

کدام است، جنس آئینه ها ؟

کدام اند، فرد بی ادعا ؟

 

که گفته، هم دلی، نا رواست ؟

که دیده، خوش دلی، کو سزاست ؟

 

نگاهم مکن! نگاهت، کیمیا ست،

نگاهم مکن! که حق شاهدم، دلت، بی ریــا ست...

 

خموشم هنوز، خفته ام، چون گِـل ام

بزرگی هنوز، شعله ای، چون گُـل ام

!!!

 

پ.ن : گاه به مزاح می گفت: "مگر دستم به همکار های (خانم) ات نرسد!..." دیری نگذشت، از قضا هر دو دخت بی گناه تصادف کردند! یکی را دستی شکست و آن یکی را پایی زخم شد. تماسی گرفتم و گفتم: "عزیـز! نسوان عالم را هم که دچار عقوبت کنی، قصور از من است. دست از سر بچه های رأیـت بردار و شوی خود اصلاح کن." خندید و بگفت: "توانم به نفرین همه دخترکان شهر بیش است تا اصلاح تو! یا خود دست بردار ، یا نیم مجرد نسوان دیار ات را دچار خواهم ساخت..."

پ.ن 2 : این روزها که می روند، بسیار گرفتارم. نه از بی برنامگی خود! از ایام انتهای سال که قوای حکومتی یادشان میآید باید گزارش عملکرد دهند و چپ و راست سمینار و همایش های آبکی به خورد ملت می دهند. از آنجا که آفیش های این ایام اگر برای ملت آبی نداشته باشد برای امثال حقیر نان خواهد داشت، و طبق فرمایشات سردبیر گرام، صبح و شب در پی اینجا و آنجا بودم و هستم و همانطور که پیداست ندرتا (به ندرت) فرصت دسترسی به این مکان مقدس پیش آمده است! زین جهت قصورم را در تاخیر به روز رسانی و عدم پاسخگویی محبت هایتان پذیرا باشید. خداوند ما و شما را عاقبت به خیر گرداند، اجرکم عندالله ان شاءالله !

 

/ 30 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
lost-destiny

برادر گرامی! سلام حال و احوال؟!

مهسا

خواستم بگم کجايی برادر ، ديدم فبلا دوست جونم پرسيده و شما هم اعلام حضور کردی. حتما سرت شلوغه. خير باشه ان شاء الله

مجید

دیــــــدار او شــــد آرزو ، تا بگـذرم از آبرو این آروزی خـــــــواستن ، در ســـینه پنهان می شود حــسرت به حـــــال من وزید ،‌ اما به شـــکل حادثه چــــیزی که با هر موج آن ، دریا پریـــــشان می شود گفتم خـــــدایا آتــــشی بر عـمق درد من فـــکن خواهی نخــــواهی از غــمش ،‌ این خـانه ویـران می شود

مهشيد

نکنه اين بار تورو دچار نفرين کرده؟ به اصلاحت اميدوار شده؟

lost-destiny

يک سال بعد همين جا همين موقع!!! - کجايی؟!! جوابی نيست!

صلیب نقره ای

به نام او ... سلام خوبی؟ خیلی ساده و مختصرو کاملا تلگرافی ! خبر از این قراره : صلیب نقره ای سه ساله شد ! درست سه سال پیش در چنین روزی صلیب نقره ای شروع بکار کرد( تقویم تاریخ !! ) ... و چه دوستای گلی پیدا کردیم . ممنون از همتون . به امید موفقیت همه دوستان ؛ با تشکر و احترام . از طرف : ( صلیب نقره ای) اسمونی باشی

lost-destiny

همان که برای جناب گنبد نیلی نوشتم برای شما هم ایضا!!! نگران باشیم که نسیتید یا نه؟!!!!! می خواهیم خود را خسته کنیم و نگران شویم! بشویم آیا؟! آدم یک دوست مثل من داشته باشه چه نیازه به دشمن؟!!! من کار هردورو انجام می دم....! خوبید؟! هستید؟! زنده اید؟!

lost-destiny

[چشمک]