جوابیه ای بر نامه جناب سید ابراهیم نبوی به اسدالله بادامچیان.

                                                          <<  هوالمحبوب  >>

 

تذکر یک : برای یکبار هم که شده سعی کنید تا آخر بادقت بخوانید تا دچار سوءتفاهم نشوید.

تذکر دو : هر گونه اختلاف ادبی موجود در متن مربوط به نویسنده است لطفا به گیرنده های خود دست نزنید.

 

بعد از سلام و ادای آداب و رسوم مربوطه.

            چند وقتی بود منتظر فرصتی بودم تا در جواب یکی از نوشته های جناب حسین درخشان نکاتی رو متذکر بشم که با خوندن نوشته ای از این حضرت آقا با نام "ول کن بابا ..." به خودم گفتم دیگه صبر کافیه...!! آخه خسته شدیم از وقتی که این بنده خدا رییس جمهور شده انواع و اقسام شایعه و توهین و فحش سیاسی و غیر سیاسی به نام روشنفکری و اصلاح طلبی و ... شنیدیم. قبل از شروع بد نیست مطلب دیگری هم به عرض رسونده بشه که اولا برای شخص من مهم دادن پاسخی هست هر چند ناکافی به نوشته های دوستان در حد قدرت بیان و تفکر خودم. و دیگه این که مطمئن هستم که حتی اگر حس خود بزرگ بینی یا همون "ریز می بینمت کوچولو" ی  آقایان اجازه بده که نگاهی به این چند خط بندازن با چنان سرعت و دقتی شخص و افکار بنده حقیر رو به باد تمسخر و کنایه و غیره می گیرن که مرغهای آسمان هم برام مجلس پیش عزادارون بگیرن!! چرا که استفاده از انواع و اقسام مغلته کاری اونهم در مباحث سیاسی با چاشنی طنز فقط یکی از چشمه های هنر سروران مذبور هست. اما علی ای حال ما باید بنویسم تا روزی اگه نیمچه وجدانی از خواب بیدار شد که فکر نمی کنم به این زودیها چنین اتفاقی بیفته پیش خودم و صد البته خدا از گردن گذرونده باشیم که چی ما هر چه در زدیم یار در خانه نبود!

 

امان از دست احساسات ما ایرانیها.

            خوب بعد از این مقدمه بیخود شاید کمی کنجکاو شده باشید که دعوا سر چیه؟ عجله نکنید تازه رسیدیم به اصل مطلب که همانا و فغانا درد بی درمان ما ایرانیها بوده و اون "عدم توانایی در تحمل نظر مخالف" هست و خواهد بود. این پنج کلمه با این ملت چه ها که نکرده...! و به نظر حقیر یک از اساسی ترین عوامل بد بختی ما ایرانیهاست. البته ورژن های جدید این حس شیطانی این روزها در انواع "عدم تحمل در نفس کشیدن صاحبان نظر مخالف" ویا حس ناسیونالیستی "یا با ما یا با متحجران" و قس علی هذا... به وفور در نوشته ها سخنرانی ها و روشنفکری پراکنی های اهالی قلم و صفحه کلید به وفور پیدا میشه. تا اونجایی که شخصی که همه آن را می شناسیم و به آن اعتماد داشتیم در وبلاگ پر بیننده خود چنین تیتر میزند : "احمدی نژاد رییس جمهور من نیست" آنهم درست چند روز بعد از شمارش آرای این ملت بیچاره که همیشه و همه جا به نام آن و به کام دیگران متن ها نوشتند و سفرها رفته اند و جایزه ها گرفتند در حالیکه به مقدساتی که هیچ کدامشان را قبول ندارید هیچ وقت نظر این مردم فلک زده برای امثال دوستان به اندازه ضایع کردن گروه مخالف و حرف خود را بر کرسی نشاندن و جناح خودی بر سر مسند ماندن مهم نبوده و نیست و لاجرم نخواهند بود.

 

جناب آقای حسین درخشان! (که دیگه نیازی به معرفی نداری)

            در قدم اول جواب شما را اینطور باید داد : "متاسفانه و یا خوشبختانه چه به مزاج حضرات خوش و یا تلخ بیاید محمود احمدی نژاد با 17 میلیون رای همان ملت مذکور (چه دروغ چه راست در این مورد حرف دارم) حداقل برای چهار سال بر صندلی ریاست جمهوری مثلا اسلامی ایران تکیه میزند. پس لطفا زور بیخود نزنید! اگر خاتمی از قدرت کنار رفت احمدی نژاد هم می رود..."حال که موضوع دعوا و احیانا بعضی از مواضع مشترک روشن شد بیاید کمی فقط کمی برای لحظاتی دور از چشم دیگران و تحت نظارت اندک وجدان و احیانا عقل باقیمانده برایمان به چند سوال فکر کنیم و اگر شد جوابی در خور شعور این ملت بدهیم:  

اول - آیا واقعا مطمئن هستید که رییس جمهور شدن این آقا اینقدر تاسف بار بوده و جای عرض تسلیت داره!؟ یعنی اینقدر به پیش بینی های تاحدودی بچه گانه و عدم کفایت دولت چند ماهه بر سر کار آمده اطمینان پیدا کردید؟ با کدام دلیل منطقی؟! با کدام برهان؟ آخه مسلمون با چه استلالی؟ نکنه همینطوری رو حساب معرفت. هان؟ آیا پیش بینی های شما در مورد موارد مشابه مثل نتیجه همین دوره انتخابات و یا چشم انداز دولت خاتمی و آینده اصلاح طلبی در ایران و... درست از آب درآمد!

دوم - آقایان روشنفکر کشته مرده اصلاح طلبی آیا به نظر شما اصولا امکان داره مدیریت تیم های اقتصادی و سیاسی دولت نهم افتضاح تر از موارد مشابه در دولت های آقایان هاشمی و خاتمی در 16 سال اخیر باشه!؟

سوم – آیا فکر می کنید هنوز هم کسی با شما هم عقیده ست که این مملکت به جای تحولات اقتصادی به اصلاحات سیاسی و امثالهم نیاز داره..!؟ - یعنی هو شدن های فضاحت بار خاتمی در دانشگاه تهران و جاهای دیگر جوابی بر سیاست های کورکورانه و آرمان گرایانه ی دموکراسی خواهان سر به هوا در 8 سال گذشته در شرایطی که مردم بیش از هر چیزی با مشکلات معیشتی سر و کار داشتند نبود؟

چهارم – آیا کسی را میشناسید که از شنیدن کلماتی چون آزادی اندیشه – مردم سالاری – توسعه سیاسی و سایر شعارهای تو خالی از آب درآمده دوستان در دولت اصلاحات دچار حساسیت مزمن (همون حال بهم خوردن) نشده باشد!؟

پنجم - ... خودتون حدس بزنید دیگه باید از خودمون چی بپرسیم!؟ مطمئنا از این قبیل سوالها زیاد خوشتون نمیاد ولی به قول گفتنی حقیقت تلخه عزیزان... اگه نمی شه شرایط رو عوض کرد حداقا میشه زبان به کام گرفت تا مورد تمسخر نباشیم! اگر نمیتونی شاهد شکست مدعیان اصلاحات باشی یه چند وقتی به خودت مرخصی بده! گهی زین به پشت و گهی پشت به زین! یعنی 8 سال راستی و ها و محافظه کارا (دم به دم بر عذابشان افزون باد) رو فرستادین مرخصی حالا نوبت شماست. دیگه چرا جو میگیرتون اصل انتخابات و شمارش آرا و جمهوری و زمین و زمان رو میبری زیر سوال داداش؟ حداقل چند ماه دندون به جیگر میگرفتی تا چند تا سوتی درست از دولت جدید دستت بیاد بعد بوق و کرنا میکردی نه همینطوری رو هوا... اصطلاحا به این کار شما میگن لوس کردن موقعیت.. میشه قضیه ی چوپان دروغگو! (دور از جون شما)

 

آقایان بی طرف!

            چرا وقتی خاتمی رای آورد کسی از تقلب حرف نزد...؟ چرا وقتی علیرغم عملکرد ضعیف چهارساله اول دولت خاتمی و بر خلاف تصور عمومی جامعه تو انتخابات دوم تازه چند میلیون بیشتر با وجود برگشتن نظر کثیری از طرفداران 4 سال قبلش که به وضوح توی دانشگاه ها و مدارس و ادارات و بقالی ها و سبزی فروشی ها هم دیده میشد رای آورد کسی از این حرفای خنده دار که مجموع آراء فلانجا اینقدر بیشتر از جمعیتش اعلام شده نزد! آخه با کدوم عقلی به انتخاب اکثریت اینطور تابلو توهین میکنی؟ اصلا به میزان مقبولیت خودت به عنوان یک ژورنالیست آگاه و بی طرف (جان خودت) تو جامعه فکر کردی؟ این بود معنای دموکراسی که میخواستی و براش چند ساله وب پیج (کاغذ) سیاه میکنی؟ این بود معنی اون شعارای قشنگ قشنگی که میدادی؟ زمانی که اراذ... ا ببخشید دوستان به ظاهر اصلاح طلب قله های انتخاباتی مجلس هفتم و دولت هشتم و شواراهای شهر و روستا و قلعه تپل محله رو یکی پس از دیگری فتح میکردن چرا کسی از این حرفا نمی زد... چرا؟ یک شبه تمام مسولین برگزاری انتخابات شدن خائن و نوکر و وطن فروش فقط بخاطر اینکه احمدی نژاد چند میلیون از سلطان اکبر هاشمی (ارادت داریم قربان) بیشتر رای آورده!!!؟ نه خدایی خودتون این حرفا رو باورتون میشه؟ الحق که ملت خوب حالتونو گرفتن. باید هم عصبانی باشی جیگر! باید هم سه متر در دو و نیم تیتر بزنی احمدی نژاد رییس جمهور من نیست! حتما فردا هم می خوای بگی فلانی وزیر نفت من نیس اون یکی رییس تربیت بدنی من نیست. انتخابات و دولت مجلس و غیره هم بره برا خودش! نه ؟

 

جناب سید ابراهیم نبوی عزیز

            از این جا روی سخنم با شماست... شما را که همه خوب میشناسند... شمایی که سالها در ایران برای روشنفکری زحمت کشیدید و اصلا از این حرفها نمی زدید و ناغافل این آمریکای پدرسوخته حین فرار مغزها شمارو برد اتریش و کانادا و... (داخل پرانتز تو کف موندم این کانادا چی داره که هر کی میره اونجا 179.5 درجه عوض میشه! همین شادمهر خودمون داشت آوازشو می خوند ملت کیف میکردن ها از وقتی رفته اونجا آقا یک کلیپ های آبگوشتی میسازه که نگو... باور نداری ار اونایی که آنتن دارن بپرس! یا همین سردبیر خودمون که ذکر و خیرش در بالا شد. حالا کی گفته اون رفته کانادا پیدا کنید پرتقال فروش را) ...شمایی که نطق های پیش از دستورتان مدتهاست که خنده را از لبانمان بر نمی تابد تا بر آن که شیرتان داد دعای رحمت بفرستیم(حال کردی جمله رو) از شما بعید است آقا... آخه این چه جواب تیز و تند و شور و غیره ای بود که به یک پیر سیاست مثل بادمچیان می دهید... باور کنید نه من ایشان را میشناسم و نه علاقه ای به شناختن دارم اما هر چه هست حالا بنده خدا شاید ذوق کرده دماغ بعضی ها به سنگ خورده یه چیزی گفته (جدا که ذوق کردن هم داره. میخواست به زور کسی رو نبره بهشت... ملت با رای یک ونیم میلیونی چنان جهنم سیاسی فرستادنش که اونجای آدم خنک شد) شما چرا از کوره در رفته و با ادبیات قهر آمیزتان خاکمالش می کنید آقا! این جنگ سیاست است یا شخصیتها! شاید از امثال درخشان ها و از جوانهایی که از ایران فقط چیزی از زبان بزرگترهای خود شنیدند شاید از بچه مدرسه هایی که هر روز تحلیل خبر سیاسی را از بی بی سی و صدای آمریکا حفظ می کنند بشود قبول کرد اما از شمایی که فکر نمی کنم به این زودی حال و هوای مردم اینجا رو فراموش کرده باشید و خودتون تو جو انتخاباتهای زیادی بودید نمیشه قبول کرد که بگید احمدی نژاد با تقلب برنده شده باشه.

 

آقای سید ابراهیم نبوی 

            آخه حرف اینجاس که در این صورت تحلیل ها و پیش بینی های قبلی خود شماها داری تناقض میشه... مثلا مگه همین شما اصلاح طلبا نبودین که 8 سال پیش از همین هاشمی رفسنجانی چه بدها که نگفتید!... همین شما ها بودین که وقتی برا مجلس ششم نامزد شد اینقدر براش زدین که به قول خودتون از تهران هم رای نیاورد. حالا کار نداریم که بنده خدا خودش استعفا داد... در همین حال آیا همین دوستان نبودند که سالهای آخر ریاست خاتمی می گفتن هاشمی تو کشور همه کارس!؟ و هر رییس جمهوری که بیاد از پس اون بر نمیاد!؟... لقب اکبر شاه رو می دونی کی بهش داد؟ مگه نمی گفتین قدرت اول کشوره؟ چطور میشه باور کرد به قول ناپسند خودتون یک مدیر درجه دو نوکر آقا!! در شرایطی که تمام نظام یعنی چپ و راست و بالا و پایین و وسط و حتی از مسولان ارشد سپاه باهش مخالفن و از عجایب روزگار بعد از بیست سال با هم متحد شده و یکصدا ندای "هاشمی هاشمی خدا نگهدار تو" سر میدن ویرگول (همون نوکره) میاد نه یکی نه دوتا نه سه تا پس چندتا 17 میلیون رای به گفته شما دروغکی!! جمع میکنه و حال همه رو میگیره!... به قول خودت ول کن بابا اسدالله...  

 

دروغ تا مرز بی نهایت چرا و چگونه

            چرا هیچ کس حرفی نمیزنه که بابا حدود 2 میلیون از رای احمدی نژاد به این خاطر که ملت تو برگه ها بجای فامیلش نوشته بودن شهردار محبوب تهران باطل شد (به گفته مسولان وقت وزارت کشور) و  یا اینکه ستاد انتخابات کشور که از سر تا پا همه چپی بودن راهیابی احمدی نژاد به دور دوم رو با چند ساعت تاخیر اعلام میکنه تا شخصی مثل کروبی این فرصت گیرش بیاد اون همه سر و صدا راه بندازه که حق من ضایع شده و خواب اصحاب کهف دیدمو و... حالا وقتی شماها میاید ادعای تقلب می کنید بنابر بر تمام صحبتهای گفته شده باید به این نتیجه برسیم که وقتی تمام کابینه خاتمی بوی هاشمی میدهد و حتی خود خاتمی روز قبل از رای گیری دور دوم با صحبتهایی کاملا جانبدارانه خیلی آشکار و البته زیرکانه مردم را به دادن رای به هاشمی ترغیب می کند ( سخنرانی وی از تلوزیون ایران پخش شد ) مسولان مربوطه که بعضا رفتن به زیر چتر هاشمی را صراحتا بیان می کردند مگر دیوانه شده باشند که نان خود را آجر نموده و به نفع مخالف شماره یک خود یعنی احمدی نژاد در آرا دست ببرند... بد میگم!!! (قابل توجه دوستان خارج از کشور : برای تصدیق مطالب به جراید وقت داخلی نگاهی بیاندازید)

اصلا چی شده همتون قربون صدقه هاشمی میرید؟ چی شد این آقایی که سلطان بود و تصمیم گیرنده و مظهر بدی و غیره یه دفه  شد مظهر خوبی و پاک دامنی و مدیریت و مظلومیت که یه تازه وارد (به قول خودتون) مثل احمدی نژاد میتونه براحتی با تقلب کنارش بزنه آب هم از آب تکون نخوره!؟

 

آقایان شکست خورده

            "اگر مسلمان نیستید دسته کم آزاده باشید"...  شما را به مقدسانتان (اگر دارید) قسم که اینقدر به شعور ملت توهین نکنید... تسلیت گفتن به مردم به جهت رییس جمهور شدن فردی که خودشان انتخابش نمودند اگر توهین نیست پس چیست؟ نبوی عزیز آخر چه شده اینگونه بی قراری میکنی؟ چه شده که از همین الان برای عزل احمدی نژاد دست به دعا برداشته ای؟ خوب است که شما زمان ریاست خاتمی از ایران رفتی و فکر نمیکنم حتی یکبار احمدی نژاد را از نزدیک دیده و یا نظراتش را خوانده باشی... از کدام بهبود اوضاع سخن گفتی؟ آیا به نظر تو در 8 سال گذشته اوضاع ایران رو به بهبود میرفت؟! پس چرا از ایران رفتی؟ آیا قبول نداری که تو تنها متعلق به خودت نیستی؟! با من هم عقیده نیستی که شخصیتهای مثل شما نباید هر چه را که دلشان خواست بگویند؟ نمی دانی که جوامع فکری و مطبوعاتی از تو بیشتر از این ها توقع دارند... فکر نمی کنی که سوء هاذمه ی سیاسی که از آن یاد کردی گریبانگیر خودت شده است؟! از گذشته احمدی نژاد چه میدانستی و میدانی که اینطور شمیر از رو بسته ای؟ آیا حتی یکبار برای قانع کردن خودت هم که شده سعی کردی با افکار و نظریاتش آشنا شوی و یا با وی مکاتبه داشته باشی اگر وی را آدم نالایقی دیدی آنوقت بوق و کرنا کنی؟ نکند شما هم فکر میکردی قرار است پیاده رو ها و آسانسورها و راهروها و ...ا برای مرداها و زناها جدا شود! و یا کاریکاتورهای طرفداران هاشمی که انواع اقسام جک های بامزه و بی مزه را برای احمدی نژاد ساخته بودند بر دید شما تاثیر گذاشته بود... و شاید اصولا هر کس که بر صورتش ریش دارد آدم حساب نمی کنی و با آقای نوبخت (که بخاطر طرفداری فضاحت بار از هاشمی و توهین به احمدی نژاد در برنامه ویژه گفتگوی خبری که چند شب قبل از رای گیری پخش شد! یکی از عوامل برگشتن نظر عمومی مردم از هاشمی در دور دوم بود) هم عقیده ای که قیافه وی بدرد ریاست جمهوری نمیخورد! بدا بحال ما که عرضه را با قیافه اشتباه گرفتیم... یک چیز دیگر گفته ای "مدیر درجه 2 نوکر آقا"  برای تک تک کلمات این جمله حرف دارم!

نبوی عزیز به نظر من کسانی نوکری کردند که در طول منصب 8 ساله شان هرکجا با رهبری به تناقض رسیدند به جای دفاع شجاعانه از تفکرات خود سریع کوتاه آمدند تا از خود روشنفکر مظلوم و از رهبر ایران دیکتاتور ظالم ترسیم کنند در حالیکه همین احمدی نژاد زمانی که شهردار تهران بود وقتی با نامه ای از طرف رهبر به این مضمون که فلان معاونت را اخراج کن مواجه شد به دلایلی که خودش میدانست هرگز این کار را نکرد. آیا در دولتی به نام اصلاحات که از شعارهای بیشمار رییس آن قبل از پیروزی در انتخابات فراجناحی عمل کردن بود مدیرانی نبودند که بر هر منسبی گماشته شدند اولین کارشان برکناری تمام زیر دستان فارغ از تجربیات ایشان و جایگذاری هر آدم طرف خودی چه متخصص و چه غیر متخصص در آن امر بود؟ نبوی عزیز راجع به استیضاح وزیر راهی که سقوط چند فروند هواپیما - آتش سوزی در فرودگاه و انفجار مهیب در خط آهن نیشابور که منجر به پودر شدن دسته کم سیصد نفر انسان بیگناه و از بین رفتن چند آبادی شد تنها گوشه ای از کارنامه درخشان وی بود چه نظری داری؟ راجع به گرفت نشان لیاقت و مدیریت همین وزیر بی کفایت از خاتمی چه میتوانی بگویی؟ آیا این کار چیزی لجبازی و تمسخر کردن رای نمایندگان مردم توسط همان فرد مدعی فراجناحی عمل کردن نبود؟ مگر غیر اینست که در زمان صدارت خاتمی عده بسیاری در دولت و مجلس در طبقه های مختلف مدیریتی فقط نوکیسه هایی بودند که از بد روزگار جیبشان هم سوراخ بود! کسانی که بجای رسیدگی به امور مملکت در جلسات دولت سرگرم یافتن سوژه خنده دار برای گالری وبلاگ خود بودند آیا از نزدیکان خاتمی نبودند؟ آیا خاتمی نمی دانست که دور رو برش چه میگذرد؟ آیا اخ های میلیاردی در روز روشن و نفتکش پر از نفت را بدون نام و نشان و مجوز به ژاپن فرستادن و نوش جان کردن مال مردم و بر سر بیت المال قماربستن آقازاده ها و بحث دانه درشتها و غیره و ذلک که دیگر گوشمان از شنیدش خسته شده به اسم اصلاحات و براحتی در همین 8 سال انجام نمی پذیرفت و یا میخواهی بگویی تو خبر نداشتی؟ پس چرا یکبار هم اشاره نکردی؟ ضمنا گیرم که شخص خود خاتمی بری از هر گونه خطا و اشتباه و ایشان انسانی پاک و با نیت خیر بودند ولی گندکاریهای اطرافیانش را چگونه توجیه میکنی؟ نمی گویم الان دیگر از این خبرها نیست و یا در آینده نخواهد بود نه اینقدر ساده نیستم اما مدالهای افتخار خاتمی که بعضا به بی لیاقت ترین افراد داده شد جگر مردم را می سوزاند... نتوانستید کار کنید خوب نکردید! مال مردم را خوردید نوش جان! دیگر این مظلوم نمایی ها برای چیست؟... و در ضمن چنان گفتی مدیر درجه 2 که هر که نداند چنین می پندارد که خاتمی از بچگی رییس جمهور بود... آیا ایشان با همان فرض بالا قبل از پیروزی بر ناطق نوری چیزی بیش از یک وزیر مستعفی فرهنگ بود و حالا یک استاندار سابق نمونه و شهردار موفق و محبوب شهری مثل تهران که بعد از آه کرباسچی چند نفر آمدند و منصبشان بیش از چند ماه دوام نیاورد شد مدیر درجه دوم. می دانی چرا گفتم " اگر مسلمان نیستید دسته کم آزاده باشید" به این خاطر که بعضی از همین دوستان اصلاح طلب که آقازاده های گرامیشان احتمالا در اروپا سرگرم حیف و میل کردن پول تو جیبی های مختصر میلیونی بودند در ایام تبلیغات انتخاباتی احمدی نژاد را بخاطر اعطای وام ازدواج به جوانان تهرانی مورد خطاب قرار می دادند... آه این کجا و آن کجا -  یک بام و صد هوا...

 

نبوی عزیز

            نه فکر نکن نوشته ات را کامل نخواندم... حتی آنجا را که گفتی "...منظور من از اصلاحات خاتمی و مشارکت و ... نیست بلکه یک شیوه رفتار سیاسی است ..." خوانده ام! اما این تعجب برای من هم هست که چطور هر جا سخن از اصلاحات است در مظان شما همین شیوه رفتار سیاسی می درخشد! و نه دروغ گویان مدعی اصلاحات... چطور مطمئنی که منظور همان بابا اسدالله از اصلاحات همان چیز خوبی نیست که تو می پرستی؟ فکر نکردی شاید او هم مثل تو با اصلاحاتی که تعریفش را کردی موافق باشد و منظورش از شکست سنگین اصلاحات شکست همان دوستان مشارکتی و نهضت آزادی و دور بریهای خاتمی که خودت هم دل خوشی از آنان نداری باشد؟ در ضمن وی نگفته مسیح هم نمی تواند ایشان را زنده کند بلکه همانطوری که در جوابیه خودت هم تیتر کردی گفته " ... اما این مرده ها از آن جا که گیر حضرت مسیح(ع) هم نمی افتند زنده نمی شوند. جریان اصلاح طلبی در ایران مرده، اگر اعضای آن بخواهند فعالیت کنند باید به مردم نشان دهند که افکار گذشته را ندارند و راه جدیدی در پیش گرفته اند. ... "

در آخر این هم به عنوان نکته اخلاقی : اسلام به ذات خویش ندارد هیچ عیبی – هر چه هست از مسلمانی ماست !

 

                                                            برایتان توفیق روز افزون آرزومندم...

                                                            آذر 84

/ 13 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلمی

سلام. ممنونم که سر زدين. چرا گفته بودين همکار؟ من باب وبلاگ نويسی؟ پاينده باشيد. يا حق

Sasat

سلام آقا مهدی. والله ما که خيلی وقته قيد بلاگ ملاگ رو زديم... اما سر زدنت باعث شد عرض ادب نمايم. در خصوص نوشته ات هم بايد بگم که با خيلی از نکات آن موافقم، اما برخی ضررهايی که کشور به خاطر برخی بی مسوليتی ها متحمل مي شود قابل چشم پوشی نيستند. البته بحث بسيار مفصل تر از اين حرفهاست، فقط اشارتی کردم برای تو، که خود عارفی! خدا نگهدار!

مهشيد

سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم. وای خدای مننننننننننننننننننن. انقدر ذوق کردم آفتو ديدم که نميدونم دارم با دست مينويسم يا پا يا کله .انقدر بدو بدو از وبم اومدم چند بار خوردم زمين .شلوارم پاره شد .زود بيا واسه من شلوار بخر تا مامانم منو نکشته :دی

مهشيد

انقدر می اومدم اينجا دلم ميشکست هی ميشکست هی ميشکست :دی.آخه هم نگرانت بودم هم خوب آپ نميکنی فکر نميکنی اين همه آدم منتظر چه کننننننننننننننننننننن.ها ها ها؟:دی. اميدوارم فعالانه شروع کرده باشی و بمونی .انقدرم منو دق ندی.راستی ددی چطوره؟سلام برسون بهش.

مهشيد

هی ميخوام برم باز ميبينم حرفام مونده ! آخه چند ماه حرف گير کرده بود .راستی سال نوت مبارککککککککککککککککککککککککککککککککک. اميدوارم يه سال عالی داشته باشی از هر نظر. پر از بهترين چيزای خوبه دنيا

مهشيد

والا من زياد از سياست سر در نميارم.يعنی درک وشعورم قد نميده :دی. پس منو معاف کن.پدرم بالای ۶۰ ساله تک پسرم هستم معافم نه؟ :دی

مهشيد

ديگه نبينم بزاری بريا. بمون بمون بمون.فعال فعال فعال

مهشيد

باشه باشه رتم چرا ميزنی .اين آخريشه .آخ .نزن بابا رفتم .خدافظظظظظظظظظظظظظظظ

mahdi

ادبيات حاکم بين مدعیان نخبگان سياست (که گاها بهتر از از کلمه تخمگان به کار برد) چند صباحی است بشدت جايش با داد و بيداد و مغلطه عوض شده. استدلالشان شده "اين که من ميفهمم و بتو چه". کاری ندارد نشستم يک گوشه و ايراد گرفتن و قيافه منتقد داشتن با کلی کلاس اپوزیسيونيسم... فقط ای کاش بعضی وقتها هم يادشان بيايد آن موقعی که اين نظام و امور اين مردم بی نوا در دستشان بود و افتضاحهايی که به بار آوردند. خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان / تا سيه روی شود هر که در او غش باشد. خوش باشی رفيق. يا حق

خدايا فقط تو را دارم

بهترین پستی که تا به حال خوانده ام. مهدی جان با تک تک جملات و نوشته هات زندگی کردم این نیم ساعتی که داشتم نوشته ات رو میخوندم. بابا خیلی دست به قلمت بیسته بیسته! فکر میکنم روزنامه نگاری چیزی باشی که اینقدر نرم و خوب و پر مغز حرف دل من و خیلیهای دیگه رو زدی. نوشته ات رو سیو کردم با اجازه بفرستم واسه اونایی که دلشون مثل من از خیلی چیزها پره! آقا مهدی شما نویسنده چیره دستی بودید و من نمی دونستم تا به حال. دستت درد نکنه با این جوابیه محکم و دوست داشتنیت. خدا خیرت بده که من رو کلی سر ذوق و کیف آوردی