وبلاگ، وبلاگ است!

 

دیماه سال هزار و سیصد و هشتاد و دو، هشتاد و سه، هشتاد و چهار، هشتاد و پنج، دیماه سال هزار و سیصد و هشتاد و شش. می شود چهار سال، چهار سال آزگار! برای وبلاگی که با بسی آرمان و آرزو ساختم، بزرگش کردم و آمــوختمش! وبلاگی که برایم شد همان مرات المومن! همان همدم همیشگی، همان محرم اسرار. وبلاگ عزیزم، دوستم، پسرم!! رفیقم، ملجأ تنهایی ام، نوگل همیشه بهارم

.: تولـدت مــبارک :.

 

وبلاگ چیست؟

خیلی از جوان ها و حتی بزرگسالان دفترچه مخصوصی دارند که از آن برای ثبت وقایع روزانه و اتفاقاتی که به نظرشان جالب و شنیدنی است استفاده می کنند. همان چیزی که آن را دفترچه خاطرات می نامیم. همچنین عده ای هم هستند که به سبب داشتن علاقه و استعداد نویسندگی، روزانه و یا طی هفته مطالبی را که توسط مشاهدات علمی و پژوهشی تهیه کرده و یا وقایع اجتماعی - سیاسی و فرهنگی که پیرامونشان روی می دهد را، تحلیل و بررسی نموده، موارد فوق را ثبت و برای رسانه های مکتوب ارسال مینمایند. یک وبلاگ این امکان را به شما می دهد که مطالبی از این دست را نه تنها برای خود، بلکه با امکان رویت و توسط سایرین و درج نظر ایشان در ذیل هر یادداشت، آنهم در جایی کاملا مطمئن و ارزان! قرار دهید.

وبلاگ می تواند مجموعه ای از همه خاطرات و مطالب روزانه، مستندات علمی و پژوهشی ، تحلیل مسایل سیاسی اجتماعی و یا حتی اشعار - داستان ها و نوشته های مربوط به دیدگاه شخصی یک یا چند نفر وب نویس باشد.

 البته یک وبلاگ لزوما نباید محتوی همه نوع نوشته و مطلب باشد. عده ای در وبلاگ خود تنها به نوشتن اشعار و داستانهای زیبایی که خود و یا دیگری سروده و ایشان از آنها لذت می برند، بسنده می کنند. کسانی هم هستند که وبلاگ هایشان بی شباهت به یک سایت جامع خبری و سیاسی نیست. میشود در یک وبلاگ تنها لطیفه نوشت و یا درون آن عکس قرار داد. و یا برای خواننده محبوب خود وبلاگی ساخت و به طرفداری از وی و آثارش پرداخت.

 

تعاریفی پیرامون شهر وبلاگ نویسان

وبلاگ یک شهر الکترونیک است. یک شهرک مجازی دوست داشتنی! که همانند هر شهری دارای مجموعه ای از عناصر، قوانین و آداب و رسوم است. قوانینی که گاه رسمی - علنی و مورد توافق طرفین و گاه غیر رسمی و نانوشته اند، ولی هستند! شهری که همانند همه شهرها بالا و پایین دارد. بالا و پایین شهر در اختیار اقشار مختلف شهروندان است. سندیکاها و انجمنها، احزاب و گروهها و... همه و همه در این شهر یافت میشود. دارای شهروندانی گوناگون با زبان ها، گویش ها و لهجه های مختلف است. با سر و وضع های گاه آنچنانی و زننده، گاه ساده و بی آلایش، کسانی معروف و پر طرفدار و عده ای هم گمنام و بی طرفدار! حتی جنگ بین فقیر و غنی هم در اینجا هست...

 این شهر، شهر خوبی هاست، شهرِ دل ها. شهر ستارگان. شهرِ قلم ها و نوشته ها. اینجا همه حرف میزنند. زن و مرد، پیر و جوان، با سواد و بیسواد، با فرهنگ و متمدن و گاه غیر متمدنین هم حرف میزنند. گاه حرف ها چنان دُری است که ترا مست و لا یعقل میکند. و گاه حرّافی ها آنقدر آزار دهنده است، که خواهی دستت را جلوی دهان بعضی بگیری تا سکوت اختیار کنند و دیگر هیچ نگویند. و لیک اکثرا این تویی که به ناچار دست بر گوش و چشم خود خواهی گذاشت تا نبینی و نشنوی آنچه ترا می آزارد.

این شهر سراب هم دارد. شهروند خوب و بد هم دارد. جگر شیر نداری - سفر عشق مرو را برای هجرت به این شهر گفته اند. که وقتی از دور به آن بنگری کنجکاو درونش میشوی، وقتی به نزدیکی آن میایی، گرمایش پر و بال ات را گرفته عزم ورود به شهر میکنی، و لکن چون این کُنی، این شمع سوزان چونان ترا اسیر شعله اش نماید که دگر توان خروج از این دیار، نخواهی داشت. و تو هم برای خود خانه ای دست و پا کرده و حرف میزنی. که سرنوشتی نه چندان معلوم انتظارت را خواهد کشید. ممکن است با گرمی به استقبالت بیایند و گاه ممکن است از بی مهری همسایه ها دلسرد شوی. ممکن است با چند سخنرانی برای خود اسم و رسمی بسازی تا حسودان حسرت ات را کِشند و گاه ممکن است دشمنان آشیانه ات را آتش کشند. و در نهایت این تویی که مجبور خواهی شد کوله بارت را برداری و از این خانه به آن کوچ کنی تا توانی دور از جور جاهلان حرف زنی. که اینجا حرف زدن یعنی نفس کشیدن و کَس اگر حرفی برای گفتن نداشته باشد، لاجرم نفسی هم برای کشیدن نداشته و پوچ می شود.

 

و اما موجودات شهر :

یکم شهروند - وب نویس Web logger

کسی که مبادرت به انجام عمل خطیر وب نویسی مینماید. هویت وی گاه معلوم و مشخص است و گاه امضا محفوظ. در این حیطه هر کسی برای خود هدفی دارد. بی هدف ها زود "ناک اوت" شده و هدفمند ها غالبا به خواسته هایشان خواهند رسید.

 

دوم خانه -وبلاگ   Weblog

هر شهروند میتواند بسته به توانایی، استعداد و اوقات فراغت (از زندگی شهر حقیقی) اش دارای یک یا چند فروند خانه باشد. این خانه ها به صورت دَربست و یا چند نفره برای چند صباحی در اختیار یک یا چند شهروند قرار میگیرد. و انواع آن از اجاره ای و رهن کامل گرفته تا شش دانگ و سند منگوله دار موجود است. گاه زیبا و آراسته و گاه سرد و بی طبیعت. گاه دود بلندی از اجاقش بلند است و گاه در آن سرای بی کسی، کسی به در نمی زند!

 

سوم تابلو راهنما - لینک Link

هر خانه در این شهر، آدرسی دارد که شامل عنوان خانه، صاحب خانه و پَسوندی است که مشخص کننده نوع آنست. لینک ها تابلو های راهنما در خیابان های این شهر هستند. شهروندان تابلوهای منازلشان را بر در و دیوار نصب نموده و به این طریق سایر شهروندان را برای بازدید از منازل شان دعوت میکنند. چه مردمان مهمان دوستی! در هر خانه نیز محلی برای درج نشانی منزل دوستان قرار دارد که تعدادش بسته به نوع منزل از کلبه محقّرانه گرفته تا ویلایی دلباز و بسته به حالات روحی نویسنده وبلاگ از درون گرا و گوشه گیر گرفته تا شلوغ و پر سر و صدا متفاوت است.

 

چهارم صاحب خانه - سرویس دهنده Blog Server

 اینان هم زمان هم صاحب خانه هستند هم بنگاه دار. خانه هایشان از نوع رایگان تک صفحه ای گرفته تا با امکانات کامل و آرشیو موضوعی دار و هاست فراوان موجود است. قدیما فقط خارجی زبانش بود اما این روزها فارسی ها بسیار گشته اند.

 

پنجم و ششم و هفتم!

پذیرایی - پُست Post   مهمان - بازدید کننده Visitor   یادگاری -کامنت Comment

 

در اینجا رسم بر این است که وقتی مهمانی برای کسی می آید، با پُست (مطلب جدید) از وی و همراهانش پذیرایی میشود. جالب آنجاست که اصلا نیازی هم به حضور صاحب خانه در محل نیست. مهمان مطلبش را نوشیده! اگر حال کند برای نویسنده برگی به یادگار در نقد مطلب و یا تمجید و تحسین ِ حرفهای شهروند مربوطه روی میز کامنتش خواهد گذاشت. و بدین سان مهمانی به پایان می رسد. اصولا مهمانی رفتن در این شهر از واجبات است! توجه داشته باشد کسی که صله رحم را ترک کند توسط اطرافیانش طرد خواهد شد.

فرهنگ و تمدن عناصری هستند که رعایت و یا عدم اصول آن شهروندان خوب و بعد را نمایان میکند. بله، شهروند خوب، شهروند بد! شهروند خوب را همه دوست داشته و به وی احترام میگذارند. مطالبش همیشه خوانده شده و میز کامنت هایش پر از هدیه است. عکس آن می شود شهروند بد!

پ.ن: قسمت دوم این پست (چگونه  شهروند شویم!؟) به خاطر رعایت نظر مخاطبان محترمی حذف گردید.

 

/ 44 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
يك آدم اينجوري!

سلام! يعنی بايد اون هوا مطلب و در باره ی وبلاگ می خوندم؟!! به نظر من همون چند خط اول خيلی بهتر بود! تولد وبلاگت مبارک! قربانت يک آدم اينجوری!

.: اوکالیپتوس :.

Abalfazl !!! http://news.yahoo.com/s/nm/20080103/pl_nm/iran_usa_khamenei_dc_5;_ylt=ArUCs8sslPKQY720EV8U.jtSw60A

.: اوکالیپتوس :.

http://news.yahoo.com/s/nm/20080103/pl_nm/ iran_usa_khamenei_dc_5;_ylt=ArUCs8sslPKQY720EV8U.jtSw60A !!! سرهمش کن !!!

lost-destiny

من با واژگان عربی حال نمی کنم!!!!!

صلیب نقره ای

سلام مهدی جان خوبی...خوشی...اول تبريک ميگم اميدوارهميشه ادامه بدهی..ميدونی وبلاگ نويسی باخون وپوست مااااگره خورد...به همين راحتی من يکی نميتوانم کنارش بزارم..ازتوضيح درموردوبلاگ نويس...ممنون..اميدوارهميشه شادواسمونی باشی..عزيزم.....

خاله قوساله (نازنین)

برای رسیدن به دوردست ها باید از نزدیکی ها گذشت.اما رسیدن به نزدیکی ها به سهولت میسر نیست... سلام دوست قديمی! چرا قديمی؟ چون خیلی وقته که به خوندن نظراتت تو وبلاگ سرنوشت گمشده عادت کردم فعلا امتحان دارم سر فرصت برميگردم در پناه حق

ساميه

اولا تولد تولد تولد خونه تون مبارک صاحب خونه!! بعدشم با بعضی چيزا مخالفم ... من بعضيا رو لينکيدم که دخيلی وقته ترک منزل گفتن ولی چون از آرشيوشون خوشم مياد نپاکيدمشون .. بعضيام هستن ول ی رفتو آمد نداريم من عکساشونو دوس دارم!!!!!!!!! بعدشم اين همه قوانين که آدمو بيچاره ميکنه! حالا به نظرت ما چگونه ايم؟؟

lost-destiny

می بينم که شما هم پی بردی به اينکه بهتره با خودم تنها کنم! اما موضوع همين جاست...وقتی تنهام بيشتر افکار عجيب مياد تو کلم! الان يک چند وقته دچار خلا شدم و نه حرفی برای زدن دارم و نه انگيزه ای برای آپ کردن و وبلاگ کسی را خوندن!!! نمی دونم چم شده....نمی دونم هم تا کی می خواد ادامه داشته باشه!!! هوم!!! شرمنده!! فقط مارو از دعا يادت نره برادر اوکالیپتوس!! بشر! بعضيا! ملت! خبرنگار!